على زمانى قمشه اى

440

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

اسلامى رايج بوده و از همان اوايل قرن دهم نيز متروك شده است . با اين حال ، در قرن‌هاى بعدى ، برخى از رياضيدانان ايرانى به مباحث پيشرفته‌تر جبرى نيز پرداخته‌اند . در تكمله‌اى كه ملا على محمد اصفهانى ، رياضيدان قرن سيزدهم ، در 1240 بر عيون الحساب ملا باقر يزدى نوشته ، معادلات درجهء سوم به روشى بديع حل شده است كه نشانهء زنده بودن سنّت علم جبر اسلامى در ايران آن زمان است . فرزند همين اصفهانى ، ميرزا عبد الغفار نجم الدّين ( 1255 - 1316 ) ، در 1276 ، در دوران دانشجويى در دار الفنون ، در رساله‌اى به نام حلّ ما لا ينحل مسائلى را كه در آخر خلاصة الحساب شيخ بهايى آمده و به معادلات جبرى درجهء چهارم منجر مىشوند حل كرده است . اين كتاب را مىتوان نقطهء پايان جبر اسلامى و سرآغاز جبر جديد در ايران دانست . تأثير جبر دوران اسلامى در اروپا آشنايى اروپاييان با علم جبر با ترجمهء لاتينى جبر و مقابلهء خوارزمى آغاز شد . از اين كتاب دو ترجمهء لاتينى در دست است : يكى ترجمهء روبروت چسترى ( يا روبرت ريدينگى ) كه در 1144 ميلادى انجام شده است . اين ترجمه نامهاى گوناگون دارد كه در همهء آنها واژه‌هاى جبر و مقابله آمده است ( از جمله Liber algebrae et almucabola ) ، و ديگرى ترجمه ژرار ( گرارد ) كرمونايى ( ح 1114 - 1187 ) كه تاريخش معلوم نيست امّا به احتمال زياد پس از ترجمهء روبرت چسترى انجام شده است . اين ترجمه هم De iebra et almucabala نام دارد . از هر دو ترجمه نسخه‌هاى متعدد ( و گاه متفاوتى ) باقى مانده است كه گواه بر تأثير آنها در تحول جبر در اروپاى قرون وسطاست . از طريق اين ترجمه‌هاست كه اروپاييان با علم جبر آشنا شدند . تأثير جبر اسلامى در